معنی ماخرة
6 بازدید
[ خِ رَ ] (ع ص) کشتی که در رفتن بانگ کند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کشتیی که آب را بسینهٔ خود بشکافد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). کشتیی که در یک باد پیش آید و پس رود. ج، مواخر. و رجوع به ماخر شود.
کلمات همقافیه با «ماخرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر