معنی ماخان

معنی واژه ماخان

0 بازدید
(اِخ) قریه ای است از مضافات مرو شاهجان. (برهان). قریه ای است از مضافات مرو. (آنندراج) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری). قریه ای است از قرای مرو و آن غیر از ما جان است و این قریهٔ ابی مسلم خراسانی صاحب الدوله است. (از معجم البلدان): درویشی... بدریافت قدم مبارک خواجه آمد. با او هیچ التفات نکردند و فرمودند خلق ماخان بواسطهٔ تو زیان زده شده اند... تا مادام که او به ماخان نخواهد رفت و به نسبت خلق آن موضع تفریح نخواهد کرد تا آن خلق از زیان بیرون آیند او را به ما راه نیست. (انیس الطالبین ص ۱۰۹ و ۱۱۰). چون به ماخان رسیدم احوالی شگرف از برکت توجه به حضرت خواجه ظاهر شد پس از آن موضع بطرف سرخس روان شدم. (انیس الطالبین ص ۲۱۷). حضرت خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه از سرخس به ماخان آمدند. (انیس الطالبین ص ۲۲۰). خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه مرا با حضرت درویش اسماعیل در ماخان به هیزم آوردن فرستادند. (انیس الطالبین، ص ۲۲۱). رجوع به ماخوان شود.
(اِخ) پهلوانی بوده از پهلوانان چین . (برهان) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری) (انجمن آرا). نام پهلوانی چینی. (ناظم الاطباء).
(اِخ) حاکم چین. (برهان). از القاب پادشاه چین. (ناظم الاطباء).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید