معنی ماخان
6 بازدید
(اِخ) قریه ای است از مضافات مرو شاهجان. (برهان). قریه ای است از مضافات مرو. (آنندراج) (انجمن آرا) (فرهنگ جهانگیری). قریه ای است از قرای مرو و آن غیر از ما جان است و این قریهٔ ابی مسلم خراسانی صاحب الدوله است. (از معجم البلدان): درویشی... بدریافت قدم مبارک خواجه آمد. با او هیچ التفات نکردند و فرمودند خلق ماخان بواسطهٔ تو زیان زده شده اند... تا مادام که او به ماخان نخواهد رفت و به نسبت خلق آن موضع تفریح نخواهد کرد تا آن خلق از زیان بیرون آیند او را به ما راه نیست. (انیس الطالبین ص ۱۰۹ و ۱۱۰). چون به ماخان رسیدم احوالی شگرف از برکت توجه به حضرت خواجه ظاهر شد پس از آن موضع بطرف سرخس روان شدم. (انیس الطالبین ص ۲۱۷). حضرت خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه از سرخس به ماخان آمدند. (انیس الطالبین ص ۲۲۰). خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه مرا با حضرت درویش اسماعیل در ماخان به هیزم آوردن فرستادند. (انیس الطالبین، ص ۲۲۱). رجوع به ماخوان شود.(اِخ) پهلوانی بوده از پهلوانان چین . (برهان) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری) (انجمن آرا). نام پهلوانی چینی. (ناظم الاطباء).(اِخ) حاکم چین. (برهان). از القاب پادشاه چین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر