معنی ماحی

معنی واژه ماحی

0 بازدید
(ع ص) محو کننده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (غیاث). سترندهٔ کفر. (مهذب الاسماء) (دهار). نیست و نابود کننده. (آنندراج) (غیاث).
(اِخ) از القاب حضرت خاتم النبیین صلی اللََّه علیه و آله و سلم بدان جهت که خدای تعالی محو کرد کفر را بوسیلهٔ آن حضرت. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء).
(اِخ) نام مکه شرفها اللََّه تعالی. (منتهی الارب) (از آنندراج). نام مکهٔ معظمه. (ناظم الاطباء).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید