معنی ماحصل
6 بازدید
[ حَ صَ ] (ع اِ مرکب) هرچیز فراهم آمده و حاصل و محصول و حاصل درخت میوه و مانند آن. (ناظم الاطباء). حاصل. محصول. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || دخل. سود. فایده. (ناظم الاطباء): بغیر آنکه پریشانیم بطول کشید شکایت از سر زلفت چه ماحصل دارد. میرزا باقربیک (از آنندراج). || نتیجهٔ گفتگو و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ماحصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر