معنی ماجشون
6 بازدید
[ جُ ] (معرب، اِ مرکب) ماجوشون. (ناظم الاطباء). معرب ماهگون. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (آنندراج) (منتهی الارب). معرب ماهگون فارسی بمعنی رنگ ماه. (از اقرب الموارد). || نوعی از کشتی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کشتی. سفینه و شاید کشتیی که به شکل هلال ساخته میشده است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سفینه. (اقرب الموارد). || جامهٔ رنگ کرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). قسمی جامهٔ پشت گلی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ جُ ] (اِخ) معرب ماهگون. لقب ابوسلمة یوسف بن یعقوب. (الانساب سمعانی). لقب ابی سلمة یوسف بن یعقوب بن عبداللََّه بن ابی سلمه دینار. مولی آل المنکدر و او از محمدبن المنکدر و سعید مقبری روایت کند و محمدبن صباح از او روایت کند و ابی سلمة ماجشون در سال ۱۰۸ هـ .ق وفات کرده است. (از تاج العروس). ابن الندیم گوید لقب ماجشون را سکینه بنت الحسین علیهماالسلام بدو داده است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «ماجشون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر