معنی ماجدة
5 بازدید
[ جِ دَ ] (ع ص) زن بزرگوار. (غیاث) (آنندراج). مؤنث ماجد. (از اقرب الموارد). رجوع به ماجد شود.
کلمات همقافیه با «ماجدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر