معنی ماتریدی
5 بازدید
[ تُ ] (اِخ) ابومنصور محمدبن محمدبن محمود ماتریدی. وفات او در ۳۳۳ هجری قمری است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دانشمند بسیار معروف حنفی مؤلف «کتاب التوحید» و «کتاب المقامات» و «کتاب رد اهل الادلة» و «کتاب بیان اوهام المعتزله» و «تأویلات القرآن» و «رد الاصول الخمسة لابی محمد الباهلی» و «ردالامامة لبعض الروافض» و «الرد علی القرامطة» و «مآخذ الشرایع» و «الحبل فی اصول الفقه» و «شرح الفقه الاکبر امام ابی حنیفة النعمان» و میان وی و ابوالقاسم سمرقندی دربارهٔ اختلاف میان اهل سنت و معتزلیان و کرامیان در سمرقند مناظره بوده است. (از تعلیقات تاریخ بیهقی چ سعید نفیسی ج ۲ ص ۹۶۴). رجوع به تاریخ بیهقی چ سعید نفیسی ج ۲ و کتاب القند فی تاریخ سمرقند نجم الدین ابوحفص عمربن محمد نسفی و کتاب ترکستان پیش از دورهٔ استیلای مغول تألیف بارتولد و لباب الالباب شود.
کلمات همقافیه با «ماتریدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر