معنی ماترک
5 بازدید
[ تَ رَ ] (ع اِ مرکب) برجای مانده. آنچه مرده بجای ماند. ترکه. مرده ریگ. میراث. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مرده ریگ و میراث و ماترک در ردیف خود شود.
کلمات همقافیه با «ماترک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر