معنی مائج
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) هرچیز که موج از دریا بیرون اندازد. || طوفانی. (ناظم الاطباء): سلطان چون فحل هائج و بحر مائج دودسته شمشیر می زد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۸۶).
کلمات همقافیه با «مائج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئج» برای سرودن شعر