معنی مائة
5 بازدید
[ مِ ءَ ] (ع عدد، ص، اِ) صد. ده تا ده. (از اقرب الموارد). علامه قزوینی آرد: «مائة» باید نوشت کما فی اللسان و... نه «مایة»... (یادداشتهای قزوینی ج ۷ ص ۳۲ و ۳۳). به معنی صد و اصل آن «مأی» است و «هاء» عوض از «یاء» می باشد. (آنندراج). صد. (ترجمان القرآن). و رجوع به مادهٔ قبل و بعد شود. - مائة آلاف؛ صدهزار. یک لک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || قرن. صده. سده: مائهٔ هجدهم میلادی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مائة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر