معنی ماءالورد
8 بازدید
[ ئُلْ وَ ] (ع اِ مرکب) گلاب که عرق گل باشد. (غیاث) (آنندراج). گلاب. (از منتهی الارب) (دهار). ماورد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از الابنیه). به پارسی گلاب گویند، نیکوترین آن تیزبوی بود و به طعم تلخ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماءورد و ماورد شود.
کلمات همقافیه با «ماءالورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر