معنی ماءالاصول

معنی ماءالاصول

6 بازدید
[ ئَلْ اُ ] (ع اِ مرکب) مایعی دارویی است که ظاهراً از بیخ نباتی چند گیرند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دارویی که از بیخ و تخم و روغن گیاهان تهیه می شده و در معالجهٔ صداع بکار می رفته است. در هدایة المتعلمین فی الطب در باب صداع آمده است : و بود که سبب دردسر بخارات گرم بود... علاج این بیماری چنان بود که... و الا ماءالاصول بخورد... و صفت ماء الاصول: بگیرد کرفس و تخم رازیانه و... صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی طریقهٔ ساختن این دارو را چنین آورده است: بگیرند پوست بیخ کرفس و پوست بیخ بادیان از هریکی ده درم، تخم بادیان و تخم کرفس از هریکی پنج درم و نانخواه و انیسون از هریکی چهار درم، سنبل و اذخر و گل سرخ از هریکی سه درم، همه را در ده من آب بپزند تا به نیمه باز آید و بپالایند، شربت از سی درم تا چهل درم با سه درم روغن بادام تلخ و شیرین نیمانیم. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به هدایة المتعلمین چ جلال متینی چ دانشگاه مشهد ص ۲۲۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ماءالاصول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید