معنی مئناف
4 بازدید
[ مِ ءْ ] (ع ص) رونده در اول شب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شبانی که مرغزار ستور نارسیده ندارد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || کسی که آغاز کند چراگاهها و منازل را و چارپایان خود را از گیاهان ستور ندیده بچراند. (از ذیل اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مئناف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر