معنی مئق
6 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع ص) کودک هکه زنندهٔ گریان و در مثل است: انت تئق و انا مئق فکیف نتفق. چون دو کس در اخلاق مختلف باشند این مثل را گویند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کودک هکه زده شده در گریستن. (از منتهی الارب). طفل به سکسکه افتاده گاه گریستن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || گریان. (نصاب، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مئق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئق» برای سرودن شعر