معنی مئذنة
6 بازدید
[ مِ ءْ ذَ نَ ] (ع اِ) جای اذان و مناره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جای اذان یا مناره. (از اقرب الموارد). محل اذان. گلدسته. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ج، مآذن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): به وقت اذان بر قاعده از بهر اقامت رسم اذان بر مئذنه رفتم. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ شعار ص ۳۱۶). ای بلال خوش نوای خوش صهیل مئذنه بر رو بزن طبل رحیل. (مثنوی چ خاور ص ۲۸). و رجوع به مادهٔ بعد شود. || صومعه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مئذنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر