معنی مؤید دیوانه
7 بازدید
[ مُ ءَیْ یِ دِ دی نَ ] (اِخ) یا خواجه مؤید. از اولاد شیخ ابوسعید ابوالخیر بود و از پریشانی دماغ دعوی سلطنت می کرد و بر سر همان ادعا رفت. بیت زیر در جواب خواجه حافظ از اوست: چشم دیوانه از آن شمع سعادت پرتو که جهان را بدهد روشنیی از سر نو. (از مجالس النفائس ص ۳۵). و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «مؤید دیوانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر