معنی مؤول
5 بازدید
[ مُ ئو ] (ع مص) مَوْل. (ناظم الاطباء). بامال شدن. (منتهی الارب، مادهٔ م ول). بسیارمال شدن. (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج).[ مُ ءَوْ وِ ] (ع ص) بازگرداننده. (منتهی الارب). آنکه بازمی گرداند و بازمی خواند. (ناظم الاطباء). بازگرداننده کسی را به سوی او. (آنندراج). || آنکه بیان می کند سخن را. (ناظم الاطباء). بیان کنندهٔ آنچه کلام بدان باز می گردد. (منتهی الارب). بیان کننده. (آنندراج). || آنکه تأویل می کند. (ناظم الاطباء). رجوع به تأویل شود. || تفسیرکنندهٔ خواب.[ مُ ءَوْ وَ ] (ع ص) تأویل شده. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مؤول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر