معنی مؤنث

معنی مؤنث

6 بازدید
[ مُ ءْ نِ ] (ع ص) ماده زاینده. (منتهی الارب). امرأة مؤنث؛ زن ماده زاینده. (ناظم الاطباء).
[ مُ ءَنْ نَ ] (ع ص) نقیض مذکر. (اقرب الموارد). خلاف مذکر. (ناظم الاطباء). ماده. (دهار). جنس مادهٔ انسان و حیوان و غیره. مقابل مذکر. خلاف نر. زنانه. (یادداشت مؤلف). || مخنث. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (متن اللغة). || مردی که در ظرافت و نرمی سخن و شکستگی اندامش همانند زنان است. (از اقرب الموارد). || خوشبویی که جامه را رنگین کند مانند زعفران و جز آن، خلاف ذکوره مانند مشک و کافور و امثال آن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). آن بوی خوش که رنگ دارد مانند زعفران و خلوق. خلاف ذکور، ذکوره، ذکارهٔ طیب. (یادداشت مؤلف). || (اصطلاح صرف) اسمی که به آن و یا به متعلق آن، علامت تأنیث ملحق گردد. خلاف مذکر. (ناظم الاطباء). در صرف عربی، اسمی که شامل جنس مادهٔ انسان و حیوان حقیقتاً و برخی از اشیاء و موجودات دیگر مجازاً می گردد، مانند فاضلة و ناقة که در حقیقت مادهٔ انسان و حیوان هستند و ارض و شمس که به مجاز مؤنث نامیده می شوند. علامت تأنیث اسم سه است: ۱- تاء؛ همچون: فاضلة، جاریة، ناظمة. ۲- الف مقصوره؛ چون: لیلی، کبری، صغری. ۳- الف ممدوده؛ چون: خنساء، زهراء، حمراء. یادآوری ۱- علامت جمع مؤنث سالم «ات» است که به اسم ملحق می گردد. و اگر خود اسم «تاء» تأنیث داشت آن تاء حذف می شود و فقط «ات» به آخر کلمه افزوده می گردد؛ چون: مریم و مریمات. عاقلة و عاقلات. یادآوری ۲- هر اسم جمع که واحد از لفظ خود ندارد و برای غیر آدمیان باشد مؤنث باشد. یادآوری ۳- اسماء اعداد نیز مذکر و مؤنث دارند و به اشکال خاصی با معدود خود می آیند. رجوع به اسماء اعداد و اسم عدد شود. یادآوری ۴- در زبان فارسی کنونی مؤنث نیست، اما در زبانهای قبل از اسلام ایران بوده است. - مؤنث حقیقی؛ اسمی است که نام و یا وصف انسان یا حیوان ماده باشد، مانند: امرأة، حلیمة. مقابل مؤنث مجازی. مقابل مؤنث غیرحقیقی. و رجوع به ترکیب مؤنث مجازی و مؤنث غیرحقیقی شود. - مؤنث غیرحقیقی؛ مؤنث مجازی. اسمی که در واقع متعلق به جنس نر انسان یا حیوان نباشد بلکه از روی قرارداد و اصطلاح مؤنث نامیده شود، مانند: ظلمة، ارض. (از تعریفات جرجانی). و رجوع به مؤنث حقیقی و مؤنث مجازی شود. - مؤنث لفظی؛ اسم مذکری است که علامت تأنیث داشته باشد، مانند: حمزة، طلحة، معاویة. - || اسمی است که در آن، علامت تأنیث باشد و آن بر دو قسم است: ۱- لفظی، مانند: ضاربة، حبلی، حمراء. ۲- تقدیری و آن «تاء» است، مانند ارض که در تصغیر ظاهر می شود مانند اریضة. (از تعریفات جرجانی). - مؤنث مجازی؛ اسمی است که نام یا وصف چیزهای بی روح باشد لیکن عربی زبانان آن را مانند مؤنث استعمال کنند. مقابل مؤنث حقیقی. و رجوع به ترکیب مؤنث حقیقی شود. - مؤنث معنوی؛ اسمی است مؤنث که علامت تأنیث ندارد، مانند: مریم، شمس، کلثوم. || (اصطلاح نجوم) در اصطلاح احکام نجوم، بروج باردالمزاج را گویند یعنی برج مائی و ترابی. (یادداشت مؤلف). و رجوع به بروج شود.

کلمات هم‌قافیه با «مؤنث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید