معنی مؤن
6 بازدید
[ مُ ءَ ] (ع اِ) مُوَن. جِ مؤنة. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). جِ مؤنت و مؤنة، به معنی بار و گرانی نفقهٔ عیال و قوت روزانه. (از یادداشت مؤلف). رجوع به مؤنت و مؤنة شود. || هزینه. خرجی. جیرهٔ روزانه : ما را اگر قسمت ولایتی هست اضعاف آن مؤن سپاه و وجوه و اطماع و انواع محافظات در مقابل ایستاده است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). و مؤن حشر و چریک و اثقال و زواید عوارضات از آنجا مرتفع کرد. (تاریخ جهانگشای جوینی). || نوعی از مالیات و عوارض. ج، مؤونات. (از یادداشت های قزوینی ج ۷ ص ۱۶۵ مستنداً به تاریخ جهانگشای جوینی): و جمعی از عباداللََّه الصالحین که بیگانگان دین از مؤن و عوارضات ایشان را معاف و مسلم داشته. (تاریخ جهانگشای جوینی). با حصول این معانی فراغ اهالی بخارا و تخفیف مؤن و اثقال ایشان حاصل... (تاریخ جهانگشای جوینی). و احبار و اخیار هر ملتی را از صنوف عوارضات و محن مؤن و اوقاف و مسبلات و حراث و زراع ایشان را معاف و مسلم داشته اند. (تاریخ جهانگشای جوینی ص ۱۱). بعد از وضع مؤن و اخراجات و نفقات... بر قدر ارتفاع خراج را وضع کنند. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۸۳). در ذکر نجوم و دفعات مال خراج و رسوم و مؤن و اخراجات آن. (تاریخ قم ص ۱۴۲). و رجوع به مؤنت و مؤنة و مؤنه شود.
کلمات همقافیه با «مؤن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤن» برای سرودن شعر