معنی مؤمنا
4 بازدید
[ مُ ءْ مِ ] (اِخ) مشهور به مؤمن کلو. نسبت تخلص از ولایت نی ریز فارس دارد. مدتها در اصفهان بوده، بعد به هند و از آنجا به زیارت کعبه رفته. از اوست: بر هر ورقی که وصف آن موست چون کاغذ مشک بسته خوشبوست. * * * عشق به هر خاطری که راه ندارد هست بلادی که پادشاه ندارد. (از تذکرهٔ نصرآبادی صص ۳۸۶-۳۸۷).[ مُ ءْ مِ ] (اِخ) از مردم گناباد و از شعرای قرن یازدهم هجری و گویا برادر شیخ ملامحمد فارسی است. کمال خلق و مهربانی داشته. به هند رفته و از آنجا سه بار به زیارت کعبه مشرف شده است. رباعی زیر از اوست: مؤمن! آنان که خوب می خوانندت احوال درون بد نمی دانندت عمری بودی چنانچه خود می دانی یک چند چنان بزی که می دانندت . (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۱۱).
کلمات همقافیه با «مؤمنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر