معنی مؤلم
5 بازدید
[ مُ ءْ لَ ] (ع ص) دردرسیده. (از منتهی الارب). دردگرفته. و رجوع به الم و مُؤْلِم شود.[ مُ ءْ لِ ] (ع ص) دردرساننده. (منتهی الارب). دردناک. وجیع. آزارنده. الیم. دردآور. موجع. (یادداشت مؤلف): یقابل مؤلم الرزیة بما اسبغ اللََّه تعالی علیه من الصبر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۹۹).
کلمات همقافیه با «مؤلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر