معنی مؤصدة
6 بازدید
[ مُ ءَصْ صَ دَ ] (ع اِ) پیراهن کوچک. (ناظم الاطباء). پیراهن کوچک که زیر جامه پوشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اصدة. (منتهی الارب). پیراهن کوچک دختران خردسال. (آنندراج).[ مُ ءْ صَ دَ ] (ع ص) موصدة. سرپوشیده (سرپوچیده). (از تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۱۰ ص ۲۹۴): {/Bوَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِآیََاتِنََا هُمْ أَصْحََابُ اَلْمَشْأَمَةِ ، `عَلَیْهِمْ نََارٌ مُؤْصَدَةٌ . ۱-۱۰۹۰:۱۹-۲۰/}(قرآن ۹۰/۱۹ و ۲۰)؛ و آنان که کافر شدند به آیتهای ما ایشان یاران دست چپند بر ایشان آتش سرپوچیده است. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۱۰ ص ۲۹۴). || بسته شده. (از تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۱۰ ص ۳۵۵): {/Bنََارُ اَللََّهِ اَلْمُوقَدَةُ . `اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی اَلْأَفْئِدَةِ . `إِنَّهََا عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ `فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ . ۱-۱۳۱۰۴:۶-۹/}(قرآن ۱۰۴/۶ تا ۹)؛ آتش خدا برافروخته شده است. آن آتشی است که برآمد بر دلها بدرستی که آتش بر آنها بسته شده در ستونهای کشیده شده. (تفسیر ابوالفتوح رازی ج ۱۰ ص ۳۵۵).
کلمات همقافیه با «مؤصدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر