معنی مؤرش
5 بازدید
[ مُ ءَرْ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از تأریش. آن که آتش برمی افروزد. (ناظم الاطباء). برافروزندهٔ آتش. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || آن که در میان مردم بدی می افکند. (ناظم الاطباء). بدی افکننده میان قوم. (آنندراج). || آن که سبب برانگیختن جنگ می گردد. (ناظم الاطباء). برانگیزاندهٔ جنگ. (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مؤرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر