معنی مؤثم
6 بازدید
[ مُ ءَثْ ثَ ] (ع ص) گناهکار و مجرم. (آنندراج) (غیاث). گناهکار خوانده شده. (از اقرب الموارد): توبه گویی فال بد چون می زنی پس تو ناصح را مؤثم می کنی.مولوی. رجوع به اثم شود.[ مُ ءَثْ ثِ ] (ع ص) نعت فاعلی از تأثیم. تهمت زننده و بهتان زننده و ملامت کننده. (ناظم الاطباء). گنهکار خواننده کسی را. (از اقرب الموارد). رجوع به تأثیم شود.[ مُ ءْ ثِ ] (ع ص) نعت فاعلی از اثام. در گناه افکننده. (آنندراج). آن که کسی را در گناه می افکند و ترغیب بر گناه می کند. (ناظم الاطباء). رجوع به اثام شود.
کلمات همقافیه با «مؤثم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثم» برای سرودن شعر