معنی مؤثم

معنی مؤثم

6 بازدید
[ مُ ءَثْ ثَ ] (ع ص) گناهکار و مجرم. (آنندراج) (غیاث). گناهکار خوانده شده. (از اقرب الموارد): توبه گویی فال بد چون می زنی پس تو ناصح را مؤثم می کنی.مولوی. رجوع به اثم شود.
[ مُ ءَثْ ثِ ] (ع ص) نعت فاعلی از تأثیم. تهمت زننده و بهتان زننده و ملامت کننده. (ناظم الاطباء). گنهکار خواننده کسی را. (از اقرب الموارد). رجوع به تأثیم شود.
[ مُ ءْ ثِ ] (ع ص) نعت فاعلی از اثام. در گناه افکننده. (آنندراج). آن که کسی را در گناه می افکند و ترغیب بر گناه می کند. (ناظم الاطباء). رجوع به اثام شود.

کلمات هم‌قافیه با «مؤثم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ثم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید