معنی مؤتلف
4 بازدید
[ مُ ءْ تَ لِ ] (ع ص) نعت فاعلی از ائتلاف. (منتهی الارب). رجوع به ائتلاف شود. مجتمع گشته و سازواری نموده. (ناظم الاطباء). سازوار آینده. (غیاث) (آنندراج). || (اصطلاح رجالی) در اصطلاح اهل حدیث اتفاق اسم دو نفر راوی است در خط و اختلاف بین همان دو اسم است در تلفظ خواه اختلاف از حیث نقطه باشد یا از حیث شکل. اتفاق دو اسم در خط و اختلاف آن دو از حیث نقطه، مانند «اخیف» و «اخنف» اما اتفاق دو اسم در خط، و اختلاف در شکل یعنی اعراب، مانند «سلاّم» و «سلام». و مراد از اسم در این مورد اسمی است که با علم مرادف باشد و در این صورت شامل لقب و کنیه هم خواهد گردید. (از شرح نخبه). حدیثی است که اسامی یا صفات دو یا چند تن از راویان آن متفق الکتابة و مختلف اللفظ باشد، مانند «جریر و حریر»، «برید و یزید»، «بشار و یسار». (از یادداشت لغت نامه). و رجوع به فرهنگ علوم عقلی تألیف سیدجعفر سجادی شود.
کلمات همقافیه با «مؤتلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر