معنی مؤبن
4 بازدید
[ مُ ءَبْ بِ ] (ع ص) عیب کنندهٔ کسی در روی او. (از منتهی الارب). آن که روباروی کسی را عیب می کند و مذمت می نماید. || آن که تهمت می کند کسی را. || آن که در پی اثر کسی و یا چیزی می رود. (ناظم الاطباء). در پی اثر چیزی شونده و چشم دارنده و انتظار کشنده. (از منتهی الارب) (از آنندراج). || آن که محاسن مرده را شمرده و بر وی میگرید. (از آنندراج) (ناظم الاطباء). برشمارندهٔ محاسن میت تا بر او بگریند. (منتهی الارب). و رجوع به معنی سوم مؤبل شود. || آن که حیوانی را رگ می زند تا خون آن را گرفته بریان کنند و خورند چنانکه در ایام سختی معمول تازیان بوده. (ناظم الاطباء). رگ زنندهٔ حیوانی تا خون از آن گرفته و بریان کرده خورده شود. (منتهی الارب) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «مؤبن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر