معنی مؤامره
5 بازدید
[ مُ آ مَ رَ / مِ رِ ] (از ع، اِمص) با کسی مشورت نمودن. (غیاث). مشاورت. (از المصادر زوزنی). مؤامرة. مؤامرت. مشاوره. مشاورت. سگالیدن. سگالش. رای زنی. رای زدن با. (یادداشت مؤلف): تصور باید کرد که آنچه متقدمان ساخته اند در مصالح امور خویش چون مؤامره باشد متأخران را. (تاریخ بیهق ص ۱۵). || (اِ) دستورعمل و روش کار مأموران مالیات و مقاطعان و عاملان و دیگر متصرفان امور و اموال دیوانی.
کلمات همقافیه با «مؤامره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر