معنی مؤالف
4 بازدید
[ مُ آ لِ ] (ع ص) سازگار. سازوار. خوگرفته با. دوست و رفیق شونده. الفت و رفاقت کننده. مقابل مخالف. (یادداشت مؤلف): بخت مؤالف تو سوی ارتفاع بخت مخالف تو سوی انحدار.فرخی. و رجوع به مؤالفت شود.
کلمات همقافیه با «مؤالف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر