معنی مؤازرة
5 بازدید
[ مُ آ زَ رَ ] (ع مص) برابر شدن و مقابل گشتن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || مساوات کردن با کسی. (ناظم الاطباء). مواسات. مساوات. (یادداشت مؤلف). || با هم مدد کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). || مدد کردن و یاری نمودن کسی را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یاری کردن با کسی. (دهار). یاری کردن. (ترجمان القرآن جرجانی ص ۸۵). || قوت دادن بعض نبات مر بعضی دیگر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). || پیچیدن کشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مؤازرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر