معنی مؤاخذ
6 بازدید
[ مُ آ خَ ] (ع ص) معاقب و آنکه خداوند عالم وی را از جهت گناهی که کرده است عقوبت می کند. (ناظم الاطباء). گرفتار. گرفته شده به گناه. (یادداشت مؤلف). || سیاست شده و سزاداده شده و عقوبت شده و سرزنش کرده شده و عتاب شده و ملامت کرده شده و بازخواست شده. (ناظم الاطباء). مسؤول. مورد بازخواست. بازخواست گردیده. معاقب. عقوبت شده به گناه. کسی که مورد عتاب قرار گرفته شده. (یادداشت مؤلف).[ مُ آ خِ ] (ع ص) مؤاخذه کننده. بازخواست کننده. گیرنده کسی را به... کسی که مورد بازخواست قرار دهد دیگری را. عتاب کننده. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مؤاخذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خذ» برای سرودن شعر