معنی مأمون
5 بازدید
[ مَ ءْ ] (اِخ) ابن مأمون بن محمد خوارزمشاه مکنی به ابوالعباس بعد از وفات برادر خود علی بن مأمون بن محمد به حکمرانی خوارزم رسید اما تاریخ دقیق جلوس او معلوم نیست. وی یکی از ملوک هنرپرور و فضیلت دوست بود و چون بنا به درخواست سلطان محمود غزنوی خطبه به نام وی کرد امرا واعیان خوارزم وی را به سال ۴۰۷ بکشتند. (از تعلیقات چهار مقاله چ معین صص ۴۱۲ -۴۱۳). و رجوع به همین مأخذ و مأمونیه شود.[ مَ ءْ ] (ع ص) زنهارداده. || امانت دار. || معتمد علیه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): سوی خردمند گرگ نیست امین گر سوی تو گرگ نجس مأمون شد. ناصرخسرو. - مأمون به؛ یعنی ثقه و امین. (ناظم الاطباء). || امن کرده شده و محفوظ. (ناظم الاطباء): مسالک ممالک که از تغلب دزدان و تعدی قطاع طریق مهجور و مدروس مانده بود به حسن حراست و سیاست او مسلوک و مأمون گشته. (المعجم چ دانشگاه، ص ۱۲). || بی هراس و بی ترس. (ناظم الاطباء).[ مَ ءْ ] (اِخ) ابن هارون الرشید. وی هفتمین خلیفه از خلفای بنی عباسی است که پس از قتل برادرش امین در سال ۱۹۸ هجری به خلافت رسید و در سال ۲۱۸ وفات کرد. (از ناظم الاطباء). عبداللََّه پسر هارون ملقب به مأمون هفتمین خلیفه از خلفای عباسیان. از مادری ایرانی بود و در موقع مرگ پدر در خراسان اقامت داشت. ایرانیان مایل به شیعیان علوی که از ظلم و جور علی بن عیسی حاکم هارون بر خراسان و رفتارهای زشت خلیفه نسبت به آل علی سخت متنفر بودند دور مأمون را گرفتند و او را در مقابل امین که برگزیدهٔ سران عرب و مردم بغداد بود تقویت کردند. مأمون به تدبیر و کفایت فضل بن سهل و به سرداری طاهربن حسین ملقب به ذوالیمینین بر علی بن عیسی سردار سپاه امین به سال ۱۹۵ هـ . ق. غالب شد و در سال ۱۹۸ بغداد پس از جنگی شدید به دست طاهر مسخر گردید و امین محبوس و سپس کشته شد و مأمون در همین سال ۱۹۸ در مرو رسماً به خلافت برگزیده شد و فضل بن سهل را به وزارت خویش برگزید. بزرگان ایرانی از جمله آل سهل تمایل داشتند که مأمون یکی از علویان را به ولیعهدی خود انتخاب نماید و به همین جهت مأمون حضرت علی بن موسی کاظم را به احترام تمام از مدینه به بغداد خواست و ابتدا طاهر سردار مأمون با او به ولیعهدی بیعت نمود و خود خلیفه هم به سال ۲۰۱ در خراسان آن حضرت را رسماً به این مقام معرفی کرد و به لقب رضا ملقب گردید. مردم بغداد از شنیدن اختیار یک تن علوی به ولیعهدی برآشفته ابراهیم بن المهدی را به خلافت برداشتند و مأمون ناچار آنچه را که درباب انتقال خلافت به آل علی گفته بود انکار کرد و به سال ۲۰۲ به سوی بغداد روانه شد و پیش از عزیمت به بغداد دستور داد فضل بن سهل را در حمام کشتند و سال بعد از آن علی بن موسی الرضا (ع) را نیز در طوس به قول مشهور مسموم نمود. مأمون در آخر سال ۲۰۳ به بغداد وارد شد و مخالفان از شنیدن خبر ورود او به بغداد متوحش شده گریختند و خلافت دوبارهٔ مأمون را مسلم شد. مأمون از جوانی بر اثر تربیتی که پیش ایرانیها یافته بود علاقهٔ شدید به علم و حکمت داشت و در تمام دورهٔ خلافت هر وقت مجال می یافت فضلا را به ترجمهٔ کتب از یونانی و سریانی و پهلوی و هندی به عربی وا می داشت و دربار او مرکز اجتماع دانشمندان مذاهب مختلف و محل بحث و مناظرهٔ ایشان بوده مأمون در سفر جهاد و به هنگام مراجعت از مصر در نزدیکی طرطوس پس از بیماری مختصری به سال ۲۱۸ درگذشت. (از تاریخ مفصل ایران تألیف عباس اقبال). و رجوع به تاریخ اسلام تألیف دکتر فیاض صص ۱۹۵-۱۹۸ و تاریخ الخلفاء سیوطی صص ۲۰۴-۲۲۰ و ترجمهٔ تاریخ یعقوبی ج ۲ صص ۴۶۰-۴۹۴ شود.[ مَ ءْ ] (اِخ) ابن محمد خوارزمشاه، ابتدا والی جرجانیه (گرگانج) بود و در سنهٔ ۳۸۵ ابوعبداللََّه خوارزمشاه صاحب کاث را مغلوب کرد و ممالک او به تصرف وی درآمد و در سنهٔ ۳۸۷ وفات یافت. (از تعلیقات چهار مقاله چ معین ص ۴۱۱ و ۴۱۲). و رجوع همین مأخذ و مأمونیه شود.
کلمات همقافیه با «مأمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر