معنی مأق
7 بازدید
[ مَ ءَ ] (ع اِ) کنج چشم متصل بینی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گوشهٔ چشم که بطرف بینی است. (آنندراج). گوشهٔ چشم که به بینی متصل است و از آنجا اشک از چشم جاری شود. (از اقرب الموارد). و رجوع به ماق شود.[ مَ ءَ ] (ع مص) هکه زدن کودک در گریستن. مَأَقَة. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). برکنده شدن نفس از گریه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مأق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أق» برای سرودن شعر