معنی مأفوک
6 بازدید
[ مَ ءْ ] (ع ص) ضعیف عقل و رای. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از ذیل اقرب الموارد). عاجز ضعیف رأی کم حیله و کم حزم. (ناظم الاطباء). || فریب خورده از رأی خود. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). منصرف شده و برگشته از رای خویش. (اقرب الموارد). || بازگردانیده شده از چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). || مکان مأفوک؛ مکان بی باران و بی نبات. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مأفوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر