معنی مأصر
7 بازدید
[ مَ ءْ صِ / صَ ] (ع اِ) زندان. ج، مآصر و عامه آن را معاصر خوانند. (منتهی الارب) (آنندراج). زندان. (ناظم الاطباء). || زنجیر یا طنابی که به پهنای نهر کشند تا از عبور کشتی ممانعت کند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مانعی که در سر راه و یا در مقابل کشتیها در رودخانه ایجاد کنند تا ده یک را وصول کنند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مأصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر