معنی مأدور
6 بازدید
[ مَ ءْ ] (ع ص) دبه خایه. ج، اُدُر، مآدیر. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). کسی که پردهٔ صفاق او پاره شود و روده هایش پایین افتد و گویند بیماری فتق که به یکی از دو خایهٔ او رسیده باشد. (از ذیل اقرب الموارد). آدر. دبه خایه. غُر. غُرغُر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مأدور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر