معنی مأثوم
5 بازدید
[ مَ ءْ ] (ع ص) گناهکار. (ناظم الاطباء) (آنندراج). گناهکار شمرده شده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بزهکار. مقابل معصوم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): پس اگر شیعه از برای آنکه محمد و علی و... را دوستر دارند و به متابعت سنت نام ایشان بر فرزندان نهند مأثوم و مأخوذ نباشند. (کتاب النقض ص ۴۴۱).
کلمات همقافیه با «مأثوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر