معنی مأبون
7 بازدید
[ مَ ءْ ] (ع ص) متهم و صاحب قاموس گفته که لفظ مأبون در خیر و شر هر دو مستعمل می شود یقال هو مأبون بخیر او مأبون بشر، لیکن اگر آن را مطلق استعمال کنند مراد از آن متهم به شر باشد. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). متهم. (اقرب الموارد). || ابنه دار و حیز و مخنث و پشت پایی. (ناظم الاطباء). خارشکی. مجبوس. مخنث. مَرِک. دُعبوث. دُعبوب. حیز. هیز. مِثفار. مِثفَر. هَکیک. کُرَّجی. حَنّاج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آنکه دیگران با او مباشرت کنند. امرد: گفت شوهر را که ای مأبون رد کیست آن لوطی که بر تو می فتد.مولوی.
کلمات همقافیه با «مأبون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر