معنی مآلی
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مِئلاة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد). رجوع به مئلاة شود.[ مَ ] (ص نسبی) منسوب به مآل. (ناظم الاطباء). مربوط به سرانجام و عاقبت امر. موکول به آینده. (کلیات شمس چ فروزانفر، فرهنگ نوادر لغات): حالی بر او هر که درآید به سؤالی آسوده دلی یابد حالی و مآلی.سوزنی. بخت نقد است شمس تبریزی او بسم غیر او مآلی باد. (کلیات شمس چ فروزانفر، فرهنگ نوادر لغات). و رجوع به مآل شود.
کلمات همقافیه با «مآلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر