معنی مآرب
8 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مَأرَبَة. (ترجمان القرآن) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (اقرب الموارد). نیازها. حاجتها: {/Bقََالَ هِیَ عَصََایَ أَتَوَکَّؤُا عَلَیْهََا وَ أَهُشُّ بِهََا عَلی ََ غَنَمِی وَ لِیَ فِیهََا مَآرِبُ أُخْری ََ . ۱-۱۵۲۰:۱۸/}(قرآن ۲۰/۱۸). دیگری به قوت عقل بر مطالب و مآرب خویش رسیده. (کلیله و دمنه). برادران بعد از استماع پیغام... به تازه رویی رسول را با انجاز مآرب و عطا بازفرستادند. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۱۳). بعد از انجاح مآرب و مطالب اجازت انصراف فرمود. (جامع التواریخ رشیدی). و رجوع به مأربة شود. چالاکتر از عصای موسی فرخ قلمت گه مآرب.انوری.
کلمات همقافیه با «مآرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر