معنی لیکومد
6 بازدید
[ کُ مِ ] (اِخ) پادشاه جزیرهٔ سیرس. وی بنابر افسانه های قدیم آشیلس را در دربار خویش بپذیرفت و تزس را به حیله بکشت. (ترجمهٔ تمدن قدیم فوستل دکولانژ ص ۵۰۴). رجوع به لیکمد شود.[ کُ مِ ] (اِخ) از مردم ردس که بعهد داریوش سوم از جانب ایرانیان پس از تسخیر شهر نامی می می لن واقع در جزیرهٔ لس بس به فرماندهی آنجا گمارده شد. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۲۸۱).
کلمات همقافیه با «لیکومد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر