معنی لیچار
6 بازدید
(اِ) ریچار که مطلق مربا باشد عموماً و مربائی را که از دوشاب سازند خصوصاً و آنچه از شیر و دوغ و ماست بپزند به هر نحو که باشد. (برهان). لیچال : یکی غرم بریان و نان از برش نمکدان لیچار گرد اندرش.فردوسی. ترش دیدم جهانی را من از ترس از آن دوشاب چون لیچار گشتم.مولوی.(اِ) گفتار بیهوده و گاهی مضحک و گاهی هرزه. رجوع به مدخل بعد شود.
کلمات همقافیه با «لیچار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر