معنی لیوه
7 بازدید
[ لی وَ / وِ ] (ص) فریبنده و چالاک. (آنندراج). فریبنده و چاپلوس. لوس. ننر. مردم مزاح دوست. (برهان). خنک و بی مزه. || صاحب آنندراج گوید: احمق و نادان و هرزه گو و هرزه گرد: بیدرد و ناتلنگ و تلنگی و لیوه اید آن درد کو که باخبر از درد ما شوید. یحیی کاشی. من چون ستور بی کس بی آبروی ریش در پهن دشت دهر چرم خاک لیوه ای . مسیح کاشی. لیوه آئین نیز خوانند: غیر را نتوان بآب و آتش از تو دور کرد ای خنک ای لیوه آئین ای سریشم اختلاط. باقر کاشی.
کلمات همقافیه با «لیوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر