معنی واژه لیمه
4 بازدید
[ ] (اِ) چرک. (آنندراج). - لیمهٔ گوش؛ چرک گوش. (آنندراج). || کفش چرکناک از چرم دباغت ناکرده. (آنندراج).[ مِ ] (اِخ) از یاران اسکندر مقدونی. کنت کورث نام وی را تیمه نوشته است. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۸۳۸).