معنی لیلان

معنی لیلان

6 بازدید
[ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان سلگی شهرستان نهاوند واقع در ۱۶هزارگزی باختر شهر نهاوند، کنار رودخانهٔ سراب گیلان. جلگه و سردسیر. دارای ۶۵۵ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، توتون، حبوبات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ لَ ] (اِخ) از کوههای دوهزار مازندران. (سفرنامهٔ رابینو بخش انگلیسی ص ۱۵۳).
[ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در ۴۴هزارگزی جنوب مراغه و پنج هزارگزی شوسهٔ مراغه به میاندوآب. جلگه، معتدل و مالاریائی. دارای ۱۸۹۴ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ لیلان و چاه. محصول آنجا غلات، نخود، چغندر، توتون، کشمش، بادام و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی گلیم و جاجیم بافی و راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ لَ ] (اِخ) قصبه ای جزء دهستان دالائی بخش خمین شهرستان محلات واقع در پانزده هزارگزی خمین و ۸هزارگزی جنوب راه خمین به اراک. جلگه و معتدل. دارای ۱۶۷۴ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، چغندر، پنبه و باغات بادام. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه و ژاکت بافی است و از راه شوسهٔ خمین به اراک راه فرعی به آبادی دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).

کلمات هم‌قافیه با «لیلان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید