معنی لیطة
5 بازدید
[ طَ ] (ع اِ) پوست نی و کمان و نیزه و پوست هر چیزی. ج، لیط، لیاط، الیاط. || پوست شکم. || گونهٔ هر چیزی. || خوی و عادت. لیط. (منتهی الارب).[ ] (اِ) بخوری که در هیاکل قدیم مستعمل بود. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «لیطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر