معنی لیسک

معنی لیسک

6 بازدید
[ سَ ] (اِ) حلزون. قسمی حلزون. <۵۳۰۶۴۰۱۳۰۱۱۹۸۷۱۰۱>... راب. شنج. خف الغراب. فرحولیا. (تذکرهٔ ضریر انطاکی ذیل کلمهٔ حلزون): لیسک را بین ز بر لاله برگ یازان هر سو کشف آسا سرا تنش ز بلور مُذاب و دو چشم هوری قلیائی دو گوهرا شاخ دو افراشته بر سرش بر بر سر هر شاخ یکی اخترا همچو یکی واعظک گوژپشت دست دو برداشته بر منبرا یا که به شب کرده رها ماکیان پیش چراغ اندر یا آذرا یا چو یکی لولی در راه کوچ درد زهش مانده بجای ایدرا کودککی بی مدد مام ناف زاده، کنون بسته به پشت اندرا تا مگر از کوچ بیابد نشان مینگرد در که و در کردرا یا چو یکی دیده ابر دیده گاه از سپه ایران در لوهرا گریهٔ شادی شکنان در گلو خواهد گفتن ظفر لشکرا.علی اکبر دهخدا.

کلمات هم‌قافیه با «لیسک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید