معنی لیزیدن
3 بازدید
[ دَ ] (مص) لیز خوردن. لغزیدن. سُر خوردن. سریدن. تزلق. شخشیدن. خیزیدن. فروخزیدن. || آمیختن. (برهان). درهم کردن.
کلمات همقافیه با «لیزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر