معنی لیر
4 بازدید
(اِخ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهگیلویهٔ شهرستان بهبهان، واقع در ۹۰۰۰گزی جنوب خاوری لنده مرکز دهستان و ۵۴۰۰۰گزی شمال شوسهٔ بهبهان به آغاجاری. کوهستانی، گرمسیر و مالاریائی. دارای ۷۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، برنج، پشم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و حشم داری و صنایع دستی قالی و قالیچه بافی و راه آن مالرو است و ساکنین از طایفهٔ طیبی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).(اِ) آب غلیظی باشد که از دهان و گوشه های لب فروریزد و بیرون آید. (برهان): کوری که بود کثافتش صد مسلخ پیداست کمند (؟) لیرش از یک فرسخ. ملا طارمی.(اِخ) دهی از دهستان دهدز بخش دهدز شهرستان اهواز واقع در ۱۸۰۰۰گزی خاوری دهدز. کوهستانی و گرمسیر. دارای ۶۰ تن سکنه. آب آن از کارون و چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).(اِخ) نام کمونی از نرد. آرندیسمان لیل به فرانسه. دارای ۴۶۲۷ تن سکنه است.(اِ) مسکوکی در ایتالی. الفرنک الایطالی و هو اللیرة ایضاً. انما استعمل بعض کتاب العصر اللیر لکی لاتلتبس باللیرة التی اغلبها یکون ذهباً و اللیر فضة و کانت اللیرة تساوی فی اول الامر عشرین لیراً و اللیر عشرین قرشاً رائجاً. (النقود العربیة ص ۲۲۹).[ یِ ] (اِخ) نام کمونی از بلژیک (آنورس). دارای ۲۵۴۰۰ تن سکنه.
کلمات همقافیه با «لیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر