معنی لیت
9 بازدید
(ص) لِه، چنانکه دانهٔ انگوری بر اثر فشار یا بادنجان و کدو و بامیه بر اثر پختن بسیار.(ع اِ) یک سوی گردن و یک سوی روی و هما لیتان. (منتهی الارب). صفحهٔ عنق. آنجا که دو گوش بدان رسد از گردن. (مهذب الاسماء).[ لَ تَ ] (ع ق) کاشکی. (منتهی الارب). کاچکی. (ترجمان القرآن). کاش. ای کاش. کلمه ای است که به وقت آرزوی چیزی گویند. به فارسی ترجمهٔ آن کاشکی باشد و بعضی نوشته اند که لیت برای آرزوی چیزی است که حصول آن ناممکن باشد بخلاف لعل که برای آرزوی چیزی است که حصول آن ممکن باشد. (غیاث). - با هزار لیت و لعل؛ با اگر مگر بسیار.[ لَ ] (ع مص) بازداشتن کسی را. برگردانیدن از آهنگ وی. (منتهی الارب). بازداشتن. (زوزنی) (تاج المصادر). || کم کردن. (زوزنی) (تاج المصادر) (ترجمان القرآن).
کلمات همقافیه با «لیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر