معنی لیاقت
5 بازدید
[ قَ ] (ع اِمص) لیاقة. سزاواری. شایستگی. زیبائی. برازندگی . موافق و درخور آمدن. اندرخوری. قابلیت : برداشت کنم آن کسان را که در باب ایشان سیاست فرموده باشم اگر لیاقت دارند برداشتن را. (تاریخ بیهقی). || فضل و دستگاه. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «لیاقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر